.
بلاخرع شد و من یع لباس مجلسی مشکی گرفتم.سادع و بلندع
باهاش دو تا کفش پاشنع ده سانت مشکیم دارم..احتمالن با ورنی بپوشمش
میمونع یچی ک بندازم سرم
خعل دخترونع میشع ولی خب ازی لباسع خوشم اومدع
احتمالن عروسیع رئوف بپوشمش.
واسع کجاوع ش هم ترجی دادم فقع بگردم دنبال مو و چارقد کوچیک سنتی.اناری و کاربنیشو دارم ولی دنبال مشکیشم..
قول دادیم بعضیا رو زخمی کنیم
پس میکنیم
ببینیم چن نفر لباس سنتی میپوشن
بی ذوقا فک نکنم ع سع چار نفر بیشتر باشن=|
بعد ننمم میگ اگ ردش نکردع بودی ماه دیگع عروسیت بود
زارت=|-__-
اولن ک نمخام ازدواج کنم.دومن اگ خر مغزمو گاز زد وقبول کردم مزدوج شم با فامیل عروسی نمیکنم.و الویت اولمم گی عه..بعد اگ جور نشد تن ب ازدواج با استریت میدم.
واقن کارع چرتیع ولی
شایدم بعدع چن سال حرفمو پس بگیرم ولی نظرم الان همینع
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۴/۲۵ ساعت 20:27 توسط
|